جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
färben
[past form: färbte]
01
رنگ کردن
Etwas mit Farbe behandeln, um die Farbe zu ändern
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
färbe
سومشخص مفرد
färbt
وجه وصفی حال
färbend
گذشته ساده
färbte
اسم مفعول
gefärbt
مثالها
Kannst du diesen Pullover blau färben?
آیا میتوانی این ژاکت را آبی رنگ کنی؟



























