جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
frisch
01
تازه, تر و تازه
Gerade hergestellt, geerntet oder passiert
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
frischsten
شکل تفضیلی
frischer
درجهپذیر
صرفپذیر
مثالها
Die Blumen sind noch ganz frisch.
گلها هنوز کاملاً تازه هستند.



























