جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Die Explosion
01
انفجار
Eine plötzliche, laute und zerstörerische Kraftentladung
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
explosionen
شکل ملکی
explosion
مثالها
Die Explosion zerstörte das Gebäude.
انفجار ساختمان را نابود کرد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
explosion
explode



























