جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
einheimisch
01
بومی, محلی
Aus dem eigenen Land oder der eigenen Region stammend
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر
صرفپذیر
حوزه
Geografie, Biologie, Kultur
مثالها
Die einheimischen Pflanzen wachsen gut in diesem Klima.
گیاهان بومی در این آب و هوا به خوبی رشد میکنند.
LanGeek



























