enclencher
01
درهم گیر دادن, درهم انداختن، درگیر کردن
문법 정보
규칙
예시들
Les engrenages se sont enclenchés automatiquement.
02
به کار انداختن, راه انداختن
예시들
Le technicien a enclenché le système de sécurité.
درهم گیر دادن, درهم انداختن، درگیر کردن
به کار انداختن, راه انداختن