جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
glacer le sang
01
خون را در رگهای کسی منجمد کردن, وحشتزده کردن
provoquer une peur intense et soudaine qui donne l'impression de paralyser tout le corps
مثالها
Ce cri dans la nuit m'a glacé le sang.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
خون را در رگهای کسی منجمد کردن, وحشتزده کردن