جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le quatrième mur
01
شکستن دیوار چهارم, شکست دیوار چهارم
moment où un acteur s'adresse directement au public, rompant l'illusion
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
quatrièmes murs
مثالها
L'actrice brise le quatrième mur pour commenter l'histoire.
بازیگر دیوار چهارم را میشکند تا داستان را تفسیر کند.



























