جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le café glacé
01
قهوه یخ زده, قهوه سرد
café servi froid, souvent préparé en versant du café chaud sur des glaçons ou en utilisant du café cold brew
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
cafés glacés
مثالها
Elle prépare toujours un café glacé l' été.
او همیشه در تابستان قهوه سرد آماده میکند.



























