جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le chat sauvage
01
گربه وحشی, گربه جنگلی
petit félin vivant à l'état naturel, non domestiqué, souvent discret et chasseur habile
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
حیوان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
chats sauvages
مثالها
Une femelle chat sauvage protège ses petits dans un terrier.
یک ماده گربه وحشی از بچههایش در یک لانه محافظت میکند.



























