جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La tâche
[gender: feminine]
01
کار, وظیفه، مسئولیت
travail ou devoir à accomplir
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
tâches
مثالها
Sa tâche est de répondre aux appels téléphoniques.
وظیفه او پاسخ دادن به تماسهای تلفنی است.



























