جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
tondre
01
کوتاه کردن (علف، پشم و ...), چیدن، هرس کردن
-
اطلاعات دستوری
فعل کمکی
avoir
وجه وصفی حال
tondant
اسم مفعول
tondu
مثالها
Le jardinier tond le gazon toutes les semaines.
02
ماشین کردن (مو), تراشیدن مو، تیغ زدن
-
LanGeek



























