جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La thérapie
[gender: feminine]
01
درمان, رواندرمانی، معالجه
méthode médicale ou psychologique pour aider une personne à aller mieux.
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
thérapies
مثالها
Elle suit une thérapie depuis trois mois.
او سه ماه است که یک درمان را دنبال میکند.



























