جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La silhouette
[gender: feminine]
01
تصویر تیره, سایه سیاه، طرح کلی
contour visible d'une personne ou d'un objet (souvent en ombre ou en noir)
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
silhouettes
مثالها
Les montagnes dessinaient de belles silhouettes à l' horizon.
کوهها سیلوئتهای زیبایی در افق ترسیم میکردند.
02
نما, شبح، هیبت، قیافه، شکل
forme du corps humain
مثالها
Ce vêtement affine la silhouette.
این لباس سیلوئت را لاغر میکند.



























