جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La science
01
علم, دانش
connaissance organisée et vérifiée sur le monde naturel, obtenue par l'observation et l'expérience
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
sciences
مثالها
Elle étudie la science à l' université.
او علم را در دانشگاه مطالعه میکند.
درخت واژگانی
prescience
science



























