جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
réagir
01
واکنش نشان دادن, جواب دادن
-
اطلاعات دستوری
فعل کمکی
avoir
وجه وصفی حال
réagissant
اسم مفعول
réagi
02
برخورد کردن, رفتار کردن، واکنشی نشان دادن
présenter une modification physiologique ou physique sous l'effet direct d'un stimulus ou d'un agent extérieur
مثالها
La pupille réagit à la lumière.
03
قویاً واکنش نشان دادن (به), به پا خاستن (علیه)
-
04
تأثیر گذاشتن (بر), تأثیر داشتن (در)
تأثیر گذاشتن (بر)
05
واکنش نشان دادن (شیمی), منجر به واکنش شدن
-
مثالها
Le tournesol réagit en présence d'un acide.
LanGeek



























