جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La pub
01
تبلیغات, آگهی بازرگانی
message ou campagne visant à convaincre ou informer le public
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
pubs
مثالها
La pub à la télévision attire beaucoup de clients.
تبلیغات تلویزیونی مشتریان زیادی را جذب میکند.
02
میخانه, بار
bar de style anglais ou irlandais où l'on boit et socialise
مثالها
Nous allons au pub après le travail.
ما بعد از کار به بار میرویم.



























