جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La peur bleue
01
وحشت, ترس
peur très intense et soudaine
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Elle a eu une peur bleue en voyant le chien courir vers elle.
او با دیدن سگی که به سمتش میدوید، ترس آبی داشت.



























