جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La perruque
01
کلاهگیس
coiffure artificielle portée sur la tête
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
perruques
مثالها
Elle porte une perruque blonde pour le spectacle.
او برای نمایش یک کلاهگیس بلوند میپوشد.
02
انجام کار شخصی (به عنوان شغل) در ساعات اداری
action de faire des tâches personnelles pendant les heures de travail
مثالها
Il passe son temps à faire sa perruque au lieu de travailler.
او وقت خود را صرف انجام perruque میکند به جای اینکه کار کند.



























