جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La pagaille
01
هرج و مرج, آشفتگی، بینظمی
désordre complet, confusion dans un lieu ou une situation
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Il y avait de la pagaille dans la chambre des enfants.
در اتاق بچهها بینظمی وجود داشت.
02
فراوان, به وفور
grande quantité désordonnée ou excessive de quelque chose
مثالها
Il y a de la pagaille de jouets dans la salle de jeux.
در اتاق بازی بیترتیبی از اسباببازیها وجود دارد.



























