جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La mûre
01
تمشک سیاه
fruit noir comestible du mûrier
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
mûres
مثالها
Elle cueille des mûres dans le jardin.
او تمشک را در باغ میچیند.
02
توت
fruit comestible de certaines plantes, souvent rouge ou noir
مثالها
Les enfants ont mangé des mûres rouges dans le verger.
کودکان توت سیاه قرمز را در باغ میوه خوردند.



























