جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
menu
01
ریز, کوچک، ریزه، خرد
très petit, fin ou détaillé
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
le plus menu
شکل تفضیلی
plus menu
درجهپذیر
مفرد مذکر
menu
جمع مذکر
menus
مفرد مؤنث
menue
جمع مؤنث
menues
مثالها
Les détails menus sont difficiles à voir sans loupe.
جزئیات ریز بدون ذرهبین دیدنشان سخت است.
Le menu
01
صورت غذا, منو، فهرست
petite liste des plats disponibles dans un restaurant
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
menus
مثالها
Je choisis toujours le premier plat du menu.
من همیشه اولین غذای منو را انتخاب میکنم.



























