جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
inquiéter
01
نگران بودن, نگران شدن، در فکر بودن
avoir peur que quelque chose de mal arrive, se faire du souci
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
باقاعده
فعل کمکی
être
وجه وصفی حال
inquiétant
اسم مفعول
inquiété
مثالها
Parfois, je m' inquiète pour ce monde si troublé.



























