جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
L'indigo
01
رنگ آبی نیلی
teinte caractéristique située entre le bleu et le violet
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
مثالها
L'indigo de son pull est très profond.
نیلی ژاکت او بسیار عمیق است.
indigo
01
به رنگ نیلی, نیلگون
qui a la teinte caractéristique entre le bleu et le violet
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
le plus indigo
شکل تفضیلی
plus indigo
درجهپذیر
مفرد مذکر
indigo
جمع مذکر
indigo
مفرد مؤنث
indigo
جمع مؤنث
indigo
مثالها
Elle portait une robe indigo pour la soirée.
او برای مهمانی یک لباس نیلی پوشیده بود.



























