جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
gravir
01
(به زحمت) بالا رفتن, صعود کردن
-
اطلاعات دستوری
فعل کمکی
avoir
وجه وصفی حال
gravissant
اسم مفعول
gravi
مثالها
Elle a gravi les marches rapidement.
02
پیشرفت کردن, -
-
مثالها
Elle a gravi les échelons de la hiérarchie.



























