جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La foi
01
اعتقاد (دینی)
croyance religieuse ou adhésion à une religion
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Il a grandi dans la foi musulmane.
او در ایمان اسلامی بزرگ شد.
02
ایمان
confiance ou croyance en quelqu'un ou en quelque chose
مثالها
Sa foi en l' humanité est inébranlable.
ایمان او به بشریت تزلزلناپذیر است.



























