جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
faufiler
01
از میان (چیزی) رد شدن, خود را از جایی رد کردن
کوک زدن
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
باقاعده
فعل کمکی
avoir
مثالها
Il s'est faufilé dans la foule.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
از میان (چیزی) رد شدن, خود را از جایی رد کردن