fait
fait
fe
baiemuetmaislaid

تعریف و معنی "fait"در زبان فرانسوی

fait
01

انجام‌شده, محقق‌شده

انجام‌شده 
اطلاعات دستوری
مفرد مذکر
fait
جمع مذکر
faits
مفرد مؤنث
faite
جمع مؤنث
faites
02

پخته, بالغ، بالغانه

- 
03

عمل‌آمده, رسیده

- 
04

آماده, -

- 
05

با آرایش‌, -

با آرایش‌ 
Le fait
01

عمل, کار، امر

- 
اطلاعات دستوری
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
مثال‌ها
Il y a le fait et la théorie. 
02

حقیقت, واقعیت

- 
مثال‌ها
Les faits ont prouvé son hypothèse. 
03

اتفاق, واقعه

اتفاق 

LanGeek

اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه