جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
fait
01
انجامشده, محققشده
انجامشده
اطلاعات دستوری
مفرد مذکر
fait
جمع مذکر
faits
مفرد مؤنث
faite
جمع مؤنث
faites
02
پخته, بالغ، بالغانه
-
03
عملآمده, رسیده
-
04
آماده, -
-
05
با آرایش, -
با آرایش
Le fait
01
عمل, کار، امر
-
اطلاعات دستوری
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
مثالها
Il y a le fait et la théorie.
02
حقیقت, واقعیت
-
مثالها
Les faits ont prouvé son hypothèse.
03
اتفاق, واقعه
اتفاق
LanGeek



























