جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
L'espion
01
جاسوس
personne qui recueille secrètement des informations pour un gouvernement ou une organisatio
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
espions
مثالها
Ils ont découvert un espion dans leur équipe.
آنها یک جاسوس در تیم خود کشف کردند.



























