جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
critiquer
01
انتقاد کردن
exprimer son opinion sur quelqu'un ou quelque chose en mettant en évidence les points faibles ou les défauts
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
critique
اولشخص جمع
critiquons
اولشخص زمان آینده
critiquerai
وجه وصفی حال
critiquant
اسم مفعول
critiqué
اولشخص جمع زمان ناقص
critiquions
مثالها
Elle aime critiquer les films qu' elle regarde.
او دوست دارد فیلمهایی را که تماشا میکند انتقاد کند.



























