جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le coup de poing
01
مشت
mouvement violent avec le poing fermé pour frapper
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب پیچیده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
coups de poing
مثالها
Il a donné un coup de poing dans le mur de colère.
او از روی عصبانیت به دیوار مشت زد.



























