جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
correspondre
01
مطابق بودن, تطبیق کردن، همخوانی داشتن، خواندن
مطابق بودن
اطلاعات دستوری
فعل کمکی
avoir
وجه وصفی حال
correspondant
اسم مفعول
correspondu
02
(به جایی) راه داشتن, -
-
03
ارتباط داشتن (با), در ارتباط بودن (با)
être relié directement à un autre lieu, espace ou moyen de transport
04
مکاتبه کردن, نامهنگاری کردن
-
مثالها
C'est le temps de correspondre.
LanGeek



























