جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le contorsionniste
01
بند باز, (در سیرک ها و غیره: کسی که بدن خود را به طور عجیبی کج و کوله می کند)
personne qui réalise des mouvements physiques très souples et impressionnants, souvent au cirque
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
contorsionnistes
مثالها
La contorsionniste s' est glissée dans une petite boîte.
کنتورسیونیست به داخل یک جعبه کوچک لغزید.



























