جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le client
01
مشتری, خریدار
personne qui achète des produits ou des services dans un commerce
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
clients
مثالها
Le client entre dans le magasin .
مشتری وارد فروشگاه میشود.
02
مراجعهکننده, مراجع
personne qui reçoit les services d'un professionnel (avocat, médecin, etc. )
مثالها
L'avocat rencontre un nouveau client cet après-midi.
وکیل امروز بعدازظهر با یک موکل جدید ملاقات میکند.



























