جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le chocolat
01
شکلات, کاکائو
produit alimentaire sucré obtenu à partir de fèves de cacao
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
chocolats
مثالها
J'ai offert une boîte de chocolats à ma mère.
من یک جعبه شکلات به مادرم هدیه دادم.
chocolat
01
(رنگ) شکلاتی
de couleur brun foncé rappelant le chocolat
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر
مفرد مذکر
chocolat
جمع مذکر
chocolat
مفرد مؤنث
chocolat
جمع مؤنث
chocolat
مثالها
Elle a choisi un canapé couleur chocolat pour son salon.
او یک مبل به رنگ شکلات برای اتاق نشیمنش انتخاب کرد.



























