جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La caricature
01
کاریکاتور, تقلید غلو آمیز شکل یا سبک نگارش و غیره
dessin exagéré pour l'humour ou la critique
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
caricatures
مثالها
Elle a dessiné une caricature du professeur pendant le cours.
او در کلاس یک کاریکاتور از معلم کشید.



























