جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La caricature
01
کاریکاتور, تقلید غلو آمیز شکل یا سبک نگارش و غیره
dessin exagéré pour l'humour ou la critique
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
caricatures
مثالها
Le journal publie une caricature politique chaque semaine.
روزنامه هر هفته یک کاریکاتور سیاسی منتشر میکند.



























