جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
cambrioler
01
دستبرد زدن
entrer illégalement dans un lieu pour voler des objets
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
cambriole
اولشخص جمع
cambriolons
اولشخص زمان آینده
cambriolerai
وجه وصفی حال
cambriolant
اسم مفعول
cambriolé
اولشخص جمع زمان ناقص
cambriolions
مثالها
La banque a été cambriolée ce week - end.
بانک در این آخر هفته سرقت شد.



























