جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le café
01
قهوه
liquide noir que l'on boit souvent le matin
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
cafés
مثالها
Elle préfère le café noir.
او قهوه سیاه را ترجیح میدهد.
02
کافه
lieu où l'on boit des boissons chaudes et rencontre des gens
مثالها
Le café est plein de monde ce soir.
کافه امشب پر از آدم است.



























