جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
L'auto-stop
01
سواری مجانی, اتواستاپ
méthode de voyage consistant à demander des rides aux conducteurs
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
مثالها
J'ai fait de l'auto-stop pour traverser la France.
من برای عبور از فرانسه اتواستاپ کردم.



























