جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
agenouiller
01
زانو زدن, -
زانو زدن
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
باقاعده
فعل کمکی
avoir
مثالها
Elle s'agenouille pour ramasser le jouet.
02
به زانو درآمدن, تسلیم شدن
-
مثالها
Il refuse de s'agenouiller devant ses ennemis.



























