priver
01
محروم کردن , بیبهره کردن
معلومات نحوية
فعل مساعد
avoir
اسم الفاعل
privant
اسم المفعول
privé
أمثلة
L'orage nous a privés d'électricité.
02
خود را محروم کردن , چشم پوشیدن، صرف نظر کردن
أمثلة
Est-ce difficile de te priver de cigarettes ?
محروم کردن , بیبهره کردن
خود را محروم کردن , چشم پوشیدن، صرف نظر کردن