larguer
01
باز کردن (در دریانوردی)
معلومات نحوية
فعل مساعد
avoir
اسم الفاعل
larguant
اسم المفعول
largué
أمثلة
Larguer une voile
02
فرو ریختن (بمب)
03
(رابطه را) بهم زدن, قطع رابطه کردن
04
خود را (از دست کسی یا چیزی) خلاص کردن, دک کردن
أمثلة
Larguer ses collaborateurs



























