جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ingeniar
01
اختراع کردن, طراحی کردن
idear o crear algo con ingenio o creatividad
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
ingenio
سومشخص مفرد
ingenia
وجه وصفی حال
ingeniando
گذشته ساده
ingenió
اسم مفعول
ingeniado
مثالها
El equipo ingenió un nuevo método de trabajo.
تیم یک روش جدید کار ابداع کرد.



























