جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La sonda
01
کاوشگر
dispositivo o instrumento utilizado para explorar, medir o investigar un medio físico
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
sondas
مثالها
La misión lanzó una sonda para estudiar el planeta.
ماموریت یک کاوشگر را برای مطالعه سیاره پرتاب کرد.



























