جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El detector de metales
01
آشکارساز فلز, دستگاه تشخیص فلز
dispositivo que identifica metales
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
detectores de metales
مثالها
Pasó el equipaje por el detector de metales.
چمدان از دستگاه فلزیاب عبور کرد.



























