جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El smog
01
مه دود, اسماگ
niebla mezclada con humo y partículas en suspensión, típica de zonas industriales
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
مثالها
El smog cubre la ciudad.
دودمه شهر را میپوشاند.



























