جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
retratar
01
تصویر کردن, ترسیم کردن
representar a una persona, escena o idea en pintura, fotografía o literatura
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
retrato
سومشخص مفرد
retrata
وجه وصفی حال
retratando
گذشته ساده
retrató
اسم مفعول
retratado
مثالها
El artista decidió retratar a la familia en un cuadro.
هنرمند تصمیم گرفت خانواده را در یک نقاشی به تصویر بکشد.



























