جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La bala de goma
01
گلوله لاستیکی, پرتابه لاستیکی
un proyectil menos letal hecho de goma o material similar
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
balas de goma
مثالها
La policía disparó balas de goma a la multitud.
پلیس به سمت جمعیت گلولههای پلاستیکی شلیک کرد.



























