جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La bala de goma
01
گلوله لاستیکی, پرتابه لاستیکی
un proyectil menos letal hecho de goma o material similar
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
balas de goma
مثالها
Una bala de goma le causó una herida.
یک گلوله لاستیکی به او زخم وارد کرد.



























