جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El badén
01
سرعتگیر, دستانداز
una protuberancia transversal en la calzada para obligar a reducir la velocidad
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
badénes
مثالها
Instalaron un badén nuevo en nuestra calle para calmar el tráfico.
آنها یک سرعتگیر جدید در خیابان ما نصب کردند تا ترافیک را آرام کنند.



























