جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La multa de estacionamiento
01
جریمه پارکینگ, تخلف پارکینگ
una sanción monetaria por aparcar el vehículo de forma incorrecta
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب پیچیده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
multas de estacionamiento
مثالها
Encontré una multa de estacionamiento en mi parabrisas.
من یک جریمه پارکینگ روی شیشه جلویم پیدا کردم.



























